انشتن بغض دارم در گلو دستم به دامانت
نبوغ خود به کام التيام زخم انسان کن
سر اين ناجوانمردان سنگين دل به راه آور
نژاد و کيش و ملّيت يکي کن اي بزرگ استاد
زمين، يک پايتختِ امپراطوريِ وجدان کن
تفوق در جهان قائل مشو جز علم و تقوا را....